داداش پاشو دستت رو آوردم بازم علم بگیری
حسن عطاییپسندیدن8
بازدید700+
داداش پاشو! دستت رو آوردم بازم عَلَم بگیری داداش پاشو! مگه نمیخواهی خبر از حرم بگیری ای علمدار، ای سپه دار خیمهها بی تو در اضطرابه من فداتشم که هنوزم چشم تو خیره به مشک آبه چه غمناکه صدای نالهی من رو به افلاکه که پشت پهلوون من روی خاکه عمو عمو عمو عمو عبّاس داداش پاشو! بیین که داغت کمر منو شکسته داداش پاشو! ببین که مادرم کنار تو نشسته خوب نگاه کن صورتش رو پا نشی صورتا نیلی میشه هیچ میدونی بی تو سهم تک تک دخترا سیلی میشه پر ازتیری، برای اولین باره زمین گیری تو هم تنهام گداشتی و داری میری عمو عمو عمو عمو عبّاس کجا برم؟ میدونم اینها تنتو کردن نشونه کجا برم؟ ترسم اینه از جسم تو چیزی نمونه سوخته قلبم، قامتم خم بایدم به حسینت بخندن دیگه باید به حرم گفت معجراشونو محکم ببندن دارم خواهش نرو زینب نداره بی تو آرامش میفته با سنان و شمر سر و کارش