داداش حسن عباسمو تنها میزاری
امین قدیمپسندیدن11
بازدید4.4K
داداش حسن عباسمو تنها میزاری اگه میشد منم برات کنم یه کاری یه کاری دستشون میدادم داداش ببین که جونمو کردی به زنجیر نزاشتی که به دست بگیرم آخه شمشیر وصیتت اومد به یادم نشد ولی یه روز به امید خدا خلاص میشم از این همه رنج و بلا منو حسین قرارمون تو کربلا مدینه شد بازم بلای جونمون اون از قد مادرم اینم از حسن داداشمو دارم میزارم تو کفن غریب حسن ، غریب امام مجتبی