خون از چشمام پاک کردم دیدم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن4
بازدید600+
خون از چشمام پاک کردم دیدم بین لشکر دنبالم میگردی از فریادت جانا فهمیدم خیلی مردی یادگاری حسن اومده به یاری حسین زخم روی بدن تو زخم کاری حسین نیا اینجا میکُشَنِت به خاک و خون میکِشَنِت نیا که بابات نبینه غریب گیر آوردنت(۳) پر میگیرم سمت آغوشت میبینم آه تنها مونده بابا تو آغوشم جسم بی هوشت لبیک آقا(۳) فدای تو شدنم بوده وصیت پدرم زخمای روی تن تو زخمای رو جیگرم چرا اینجور میزننت شده پر از خون بدنت پاشو نرن سمت حرم غریب گیر آوردنت(۲) نیا اینجا میکُشَنِت به خاک و خون میکِشَنِت نیا که بابات نبینه غریب گیر آوردنت(۲) بین گودال سنگ بود و لاله با یک ضربه یاس حسن شد پرپر در خاک و خون عشق میزد ناله ای وای مادر(۲) وقتی فرزند حسن صدا میزنه مادرشو فاطمه میرسه و میگیره به دامن سرشو چرا پاره است پیروهنت گلم پُره خونِ تنت الهی مادر بمیره غریب گیر آوردنت نیا اینجا میکُشَنِت به خاک و خون میکِشَنِت نیا که بابات نبینه غریب گیر آوردنت(۲)