خوش به حال هرکه حیران علیست
مسعود پیرایشپسندیدن9
بازدید1.1K
خوش به حال هرکه حیران علیست بیقرار وصل حجران علیست دل پریشانی مرا بیچاره کرد چارهام زلف پریشان علیست طینتم بود از تراب و بو تراب خلق آدم کار آسان علیست زندگی دلبستگی بر مرتضیست مردنم لطف دو چندان علیست بارها اورا زیارت کردهام وقت مرگم وقت جبران علیست چشم من باز است وقت احتضار چشم گریانم به چشمان علیست زیر باران نجف غسلم دهید این گناه آلوده مهمان علیست بعد جان دادن که تنها میشوم پاسخ فریاد من جانم علیست دست من کوتاه گردد زیر خاک دست خالیم به دامان علیست آنچه با خود میبرم در زیر خاک گریههای زیر ایوان علیست میرود روحم به وادی السلام بادیه بر زخم بیابان علیست میکشد مولا مرا سوی بهشت قفل دوزخ دست درمان علیست فاطمه جرم مرا خط میزند پشت لطفش لطف و احسان علیست قبر من نوری ندارد جز حسین مردهام هم روضه گردان علیست بیشتر از هرکسی روز جزا احتیاج من به طفلان علیست