خوشحالم امشبمو انگاری خوابم تعبیر شده
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن37
بازدید1.6K
خوشحالم امشبو، انگاری خوابم تعبیر شده تو گرمای آغوش بابا، حتّی سرما بیتأثیر شده اَبَتا یا حسین، اَبَتا، اَبَتا یا حسین ... تا پیچید بوی تو، حس کردم تو آغوشتم مثل عمّه بیست و پنج روزه، عزادار و سیاهپوشتم اَبَتا یا حسین، اَبَتا، اَبَتا یا حسین ... یا صاحِبَ الزمان، سیّدی اَلغوث و اَلاَمان ... خیلی فرصت کمه، بخوام واست درد دل کنم دوست دارم با اشکای چشام، خاک ویرونه رو گِل کنم اَبَتا یا حسین، اَبَتا، اَبَتا یا حسین ... دوست دارم تا سحر، صورت تو رو نگاه کنم خیلی دوست دارم که حالمو، تا تو هستی رو به راه کنم اَبَتا یا حسین، اَبَتا، اَبَتا یا حسین ... از وقتی دیدمت، بالای نیزه با چشم تَر دوست دارم با عمّه روز و شب، گریه کنیم واسه تو پدر اَبَتا یا حسین، اَبَتا، اَبَتا یا حسین ... تو رفتی بعد تو، به زخم عمّه زدند نمک بیشتر از اینها واسه تو، حاضرم که بخورم کتک اَبَتا یا حسین، اَبَتا، اَبَتا یا حسین ...