نصب اپلیکیشن نوا
تصویر سیدمهدی میرداماد - خورشید را به دیده شفق گونه دید و رفت

خورشید را به دیده شفق گونه دید و رفت

[ سیدمهدی میرداماد ]
خورشید را به دیده شفق گونه دید و رفت 
از دست ماه دست خودش را كشید و رفت 

از خیمه ها كبوتر عاشق پرید و رفت 
تا قتلگاه مثل غزالی دوید و رفت 

می رفت پابرهنه در آن عرصه ی جدال 
می گفت عمه! جان عمو كن مرا حلال 

دارد به قتلگاه سرازیر می شود 
مبهوت تیر و نیزه و شمشیر می شود 

كم كم خمیده می شود و پیر می شود 
یك آن تعللی بكند دیر می شود 

در موج خون حقیقت دریا نشسته است 
دورش تمام نیزه و تیر شكسته است 

دستش برید و گفت كه ای وای مادرم 
رنگش پرید و گفت كه ای وای مادرم 

آهی كشید و گفت كه ای وای مادرم 
در خون تپید و گفت كه ای وای مادرم 

وقتی كه ضربه آمد و بر استخوان نشست 
در عرش قلب فاطمه چون پهلویش شكست

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل