خورده به موی پر گرهات دشنهای گره
حاج حسین سازورپسندیدن0
بازدید89
(خورده به موی پر گرهات دشنهای گره پوشانده است جسم تو را تیغ چون زره)۲ (بالا بلندِ خیمه اذانگوی ریز ریز)۲ (افتاده است جان حرم در مخاطره)۲ (پیداست از دهان پر از خاک و خونِ تو)۲ با چکمه پوشِ قائله کردی مشاجره (نگذاشت تا دوباره بگویی به من پدر)۲ این لخته خون جمع شده بین خرخره (من با خودم کنار تنت حرف میزنم)۲ لطفاً سری تکان بده در این مذاکره لعنت به ابنسعد و پسرهای بزدلش کردند پیشِ جسم تو بر من مفاخره (دارد به اشک دیدهی من خنده میکند۲ این نیزهای که کرده لبت را مصادره)۲ (ترکیب صورت تو دگر مثل قبل نیست)۲ نه اَبرویت حلالی و نه چشم دایره (میخواستم دخیل ببندم به پیکرت هرجا که دست رفت رسیدم به پنجره)۲ گفتم زره به تن بکنی دیدم عاقبت آمد عبا به کار تنت در این محاصره (اما در این عبا که تنت جا نمیشود)۲ ای کاش بود چادر زهرای طاهره (خونی که میرود ز عبا قبل اشکِ من)۲ کرده به خیمهها خبرت را مخابره از آن قد بلند و رشیدی که داشتی تنها برای مادر تو مانده خاطره **** گل فرستادم و از حادثه پر پر برگشت از کبوتر به دل لانه فقط پر برگشت سر در آغوش گرفتم بدنت ریخت به هم به تن پارهی تو دست زدم، سر برگشت صد علی خواسته بودم ز خدا آخر داد یک علی اکبر من صد علی اصغر برگشت وقت تشیع جنازه بدنم میلرزد با چه حالی پدرت تا به حرم آخر برگشت (دست رفته به کلاه خود تو هنگام غروب)۲ روبه خیمه به سوی غارت معجر برگشت عوض اینکه به من پس بدهد پیکر تو اسب تو جای حرم جانبِ لشکر برگشت ((رد شده از بدنت اینهمه سر نیزه علی)۲ مثل روزی که روی مادر ما در برگشت) ۲ لخته خونها سر راه نفست را بسته (بند آمد نفسم، با نفست در برگشت)۲