نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

خودم آمادهت میکنم بری به قتلگاه خودم آمادهت میکنم میون اشک و آه جای معراجتو میبوسم دلم آتیشه ولی میدونم کجا میری کهنه پیراهنو میارم میدونم حالا به ملاقات خدا میری جای من میبوسه پیشونیتو سنگ این دم آخر به سختی میشه طی جای من آغوش میگیره تو رو شمشیر و نِی قلبم میسوزه از عمق سینه ولی دلم آرومه که خدا میبینه (خدا میبینه، خدا میبینه)... **** برای یاری به تو میام به قتلگاه کی میگه تو الان شدی بییار و بیپناه؟ من خودم لشکر تو میشم نبینم آقا که شدی تنها، شدی بییار ای امامم به پای عشقت میمونم حتّی اگه بعد تو برم به بازار جای تو میبوسه پیشونیمو سنگ بعد تو میرم به مجلس شراب بعد تو آغوش میگیره من و بند طناب تموم جونم روی زمینه ولی دلم آرومه که خدا میبینه (خدا میبینه، خدا میبینه)...
هنوز نظری ثبت نشده