خودت فکر چاره کردی و رفتی
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن4
بازدید200+
خودت فکر چاره کردی و رفتی به میدون اشاره کردی و رفتی همصدای گریهها رجز خوندی قنداقه رو پاره کردی و رفتی موندی تا حسین غریب نباشه رفتی تا که لشکرش نپاشه رُو دست بابا به آرزوت رسیدی با خنده رفتی و به عموت رسیدی تا که دیدی حسین دیگه سپر نداره تو با گلوت رسیدی لالایی، لالایی، لالایی، لالایی ... تو هَل مِن مُعین شنیدی و رفتی کبوترانه پریدی و رفتی مادرت برات چه آرزوها داشت یهسالگیتو ندیدی و رفتی موندی تا حسین غریب نَمونه رفتی تا نَمونه هیچ بهونه بمیرم بابات نداره راه چاره نمیتونه تُو خیمهها پا بذاره آخه چی باید بگه به مادر گلوی پارهپاره رُو دست بابا به آرزوت رسیدی با خنده رفتی و به عموت رسیدی تا که دیدی حسین دیگه سپر نداره تو با گلوت رسیدی لالایی، لالایی، لالایی، لالایی ...