خواب بودم یهخُرده بد بیدار شدم
علی نجفیپسندیدن8
بازدید11.9K
خواب بودم یهخُرده بد بیدار شدم یکی داشت نعره میزد بیدار شدم رو سرم دست میکشیدی پا بشم امّا بعدِ تو هِی با لگد بیدار شدم بعد رفتنِ تو مهربونِ من خواهرت میشد بلاگردون من میشینم با دندونام قصّه میگم یکی بود یکی نبود دندون من دستای مردای شامی سنگینه بعد سیلی چشم من تار میبینه تاریِ چشام فدا سرت، فقط تو رو خوب نمیبینم بدیش اینه واویلتا واویلتا، واویلتا واویلتا... غم رفیق چشمای ترم میشد سفرت داشت دیگه باورم میشد خواهرت اگه نبود موهای من از اینی که مونده کمترم میشد بین موهام سورهی فجرو نگاه سهساله دخترتم، اَجرو نگاه دنبال موهام روی سرم نگرد لابهلای پنجهی زجرو نگاه واویلتا واویلتا، واویلتا واویلتا...