خمید قامت مادر عصای بابا شد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن15
بازدید1.4K
(خمید قامتِ مادر، عصای بابا شد)۲ میانِ کوچه زمین خوردنش تماشا شد هزار زخم حریفش نبود میدانم کشان کشان که پدر رفت قامتش تا شد یکی نگفت که این دخترِ پیمبر ماست کسی نگفت چه ظلمی به مادر ما شد آی مادر .... خدا که هست به بت سجده میکنند چرا؟ به پیشِ دیدهی توحید، شِرک احیا شد مخدرات بِهَم خورد بین آتش و دیوار فراقنامهی این خانواده امضا شد جرقههای یتیمی، به پشت در زده شد به جان مادرمان، هر چه شد همانجا شد به احترام حضورش غَلاف برمیخواست برای عرض ادب تازیانهای پا شد شکسته حُرمت ما را مُغیره باعث شد که روی اهل مدینه به مادرم وا شد گردیده بود هم دست، قُنفذ با مُغیره او با غلافِ شمشیر، او تازیانه میزد دنبالِ حیدر میدوید از سینهاش خون میچکید شکر خدا زینب ندید زینب نگاهش بر دَر است