نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج منصور ارضی - خمت سراغ دلم را چه ناشناس گرفت

خمت سراغ دلم را چه ناشناس گرفت

[ حاج منصور ارضی ]
کرمت سراغ دلم را چه ناشناس گرفت
تمام هوش و حواس مرا هراس گرفت

چه ترس‌ها که وجود مرا نیازرده
چه قصه‌ها که از این غصه اقتباس گرفت

شنیدن غم تو آزمون سختی بود
چقدر وقت مرا مشق این کلاس گرفت

همین که دوری دلدار را چشیده بس است
نباید از دل دلدارها تقاص گرفت

تو بودی و به چه آسانی از کفت دادیم
تو را زمانه از این خلق ناسپاس گرفت

فروختم به زر و سیم سود چشمم را
متاع اشک مرا مشتی اسکناس گرفت

منی که آیینه بودم گناه خوردم کرد
هزار صورت شرم از من انعکاس گرفت

شبی عبای تو را بین خواب بوسیدم
تمام جان مرا عطر باغ یاس گرفت

به دست و پات می‌افتم ببینمت یک بار
ببین که خواهش من رنگ التماس گرفت

خوشا به حال کسی که نجف اقامت یافت
به مرتضی سند قلبش اختصاص گرفت

بنای عاشقی‌ من محبت علی‌اس
دلم ولایت این مرد را اساس گرفت

برای من وطنی مثل کربلا نشود
بهشت هم نتوان با وطن قیاس گرفت

تو را به پیکر صد پاره حسین بیا
چه زخم‌ها تنش از سنگ و چوب و داس گرفت

آخرین حرف ما این بریدن سر او احتمال ممکن بود
اما کدام سنگدل از پیکرش لباس گرفت

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل