خلوتم پرشده از خلوت ایوان بقیع
حاج حسین سازورپسندیدن4
بازدید400+
خلوتم پر شده از خلوت ایوان بقیع مثل شمعی شدهام بین شبستان بقیع برسانید کمی تربت ویران بقیع که شوم زائر آن زائر پنهان بقیع رونقِ اشک سحر بر سر سجاده دعاست حلقه بر گوش شما بودن من کار خداست فاطمی بودن ما خیر دعاهای شماست نوکر خانهیتان سینهزن کربوبلاست آمدم در بزنم زود جوابم نکنی نام زهرا به لبم هست عذابم نکنی یک صدا ناله شدی و نشنیدند تو را ناسزاها به تو گفتند و خمیدند تو را پیش چشم در و همسایه کشیدند تو را بی عبا پای برهنه همه دیدند تو را نیمه شب دست تو را دشمن تو آمد و بست نیمه شب حرمت تو پیش زن و بچه شکست رفتی و پیکر تو بر در و دیوار نخورد با همین پیروهنت بر نوک مسمار نخورد پهلویت چند لگد در وسط کار نخورد گذرت خورد به کوچه سر بازار نخورد پیش چشم حرمت وارد مقتل نشدی چند روزی سر دروازه معطل نشدی دود دیدی همه را تار ندیدی اصلاً حرمت را تو گرفتار ندیدی اصلاً پای پر آبله از خار ندیدی اصلاً سنگ اندازی و آزار ندیدی اصلاً رفتی و باز در خانه رساندند تو را وسط مجلس مستان نکشاندند تو را