خشكیده بود آن لب دریایی شما
سایر ذاکرینپسندیدن3
بازدید2.8K
خشكیده بود آن لب دریایی شما بی تاب بود سینه ی شیدایی شما چشمان آسمان به بلندای آسمان مبهوت مانده بر قد رعنایی شما گل از گل رقیه ی ارباب می شكفت با دیدن تبسم رویایی شما بی خود نگفته اند كه ماه قبیله ای همتا نداشت جذبه ی زیبایی شما از این كه آب هست و لب تشنه مانده اید درحیرت است منصب سقایی شما برگرد و سمت خیمه ی زن ها قدم بزن طفلی نگاش مانده به لالایی شما حتی اگر به سمت تلاطم نمی زدی چیزی كه كم نمی شد از آقایی شما