خزون زده به ساقهها اما بازم بهارمی
میثم مطیعیپسندیدن10
بازدید600+
خزون زده به ساقهها امّا بازم بهارمی یه ذره دیره امّا باز، خوبه الان کنارمی خوش اومدی، صفا آوردی بگو تو هم غصهامو خوردی کاش منو هم مثل داداشام غروب عاشورا میبُردی منو به هم میریزه سرصداشون منو میسوزونه بابا نگاهشون اینطوری که دست اینا سنگینه دلم میسوزه واسه بچههاشون (بیا بریم از این خرابه که حال دخترت خرابه)... خودت رو جای من بزار یه ماهه دیدمت رو نِی بیا همین الان بریم اگه الان نه، دیگه کِی معلومه که یه پارچه دردی خودت رو خیلی خسته کردی یه فرقی هست بین من و تو من دخترم امّا تو مَردی طاقت دخترا کمه بابایی خدایی دیگه بسمه بابایی پیر و جوون، بزرگ و کوچیک نداشت کتک زدن منو همه بابایی (بیا بریم از این خرابه که حال دخترت خرابه)...