خدایا، خدایا، حسین تو شرمنده شد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید2.3K
خدایا، خدایا، حسین تو شرمنده شد خدایا، خدایا، كبوترم پركنده شد دل شكستم، خجل از ربابِ دل خسته هستم روی دست من علی رفت ازدستم مردم و دوچشم طفلم رابستم سربازِ آخرمن پرپر زد در بر من اصغر من اصغر من به صحرا، كه او را، زپیشِ مادر آوردم نترسید، كه می دید، میان لشگر آوردم مثل یك مرد، كودكم حمایت از بابایش كرد ناله ای نَزَد دم آخر از درد جای گریه برلبش لبخند آورد طفلم شد یاور من پرپر زد در بر من اصغرمن اصغرمن چو پرپر، شد اصغر، شرم به جان من انداخت چه مظلوم، زحلقوم، سپربرای بابا ساخت دل بریدم، زگلم زبوسه ای كز اوچیدم دم خیمه مادرش را چون دیدم دوركودكم عبا را پیچیدم هستی همسر من پرپر زد در برمن اصغرمن اصغرمن