خبر آوردن برام از کربلا تا شام
امیر برومندپسندیدن21
بازدید6.3K
خبر آوردن برام از کربلا تا شام خبر آوردن برام از پسرام خبر آوردن برام عَلم زمین افتاد ویلی علی العباس ای داد خیلی خجالت کشیدی بمیرم برات عباسم وفا نکرد آخر بهت، آب فرات، عباسم بمیرم برات عباسم منو دیگه هیشکی اُمّ البنین صدا نزنه دیگه پسر ندارم حالا دیگه حق بدید به من که صبح تا غروب مدینه خون ببارم ویلی علی العباس ویلی علی الاُمّ البنین همهی دستهگلام، فدا سر زینب روضه میخونه برام هر شب میگه مادر کربلا، تو لحظهی آخر کاش به بار میگفت بهم، خواهر خوب آبروداری کردی، بمیرم برات عباسم حسینمو یاری کردی، بمیرم برات عباسم فدای چشات عباسم روضه میخونم فقط برای حسینِ زهرا آخه مادر نداره، نداره، نداره میمیرم آخر برای حسین با اشک چشمام اگه دنیا بذاره، بذاره، بذاره ویلی علی العباس ویلی علی الاُمّ البنین شنیدم بالا سرت، سرِ تو دعوا شد کمر اُمّ البنین تا شد شنیدم که مَشکتو به روی خاک افتاد ویلی علی العباس ای داد نشد که آب بیاری مادر، بمیرم برات عباسم شنیدم آب نخوردی مادر، فدای لبات عباسم بمیرم برات عباسم شب و روز همش میخونه برا پسرش علیاصغر لالایی، لالایی، لالایی عمو جون رفته آب بیاره، ای وای از این جدایی، جدایی، جدایی ویلی علی العباس ویلی علی الاُمّ البنین