خاک عالم به سرم رو نیزهها رفته سرت
محمد کمیلپسندیدن3
بازدید400+
خاک عالم به سرم رو نیزهها رفته سرت خاک عالم به سرم، هنوز میسوزه جگرت خاک عالم به سرم، زبون گرفته مادرت عطشان دیدمت تو رو زیر دست و پا، عریان دیدمت مذبوح دیدمت (تو رو توی قتلگاه، مجروح دیدمت)۲ (سجدهگهِ فرشتهها، سجدهگهِ سنان شدی) ۲ با نیزه انقدر زدنت، معلومه بیتوان شدی توروخدا دووم بیار پنجهتو رو خاکا نکش نیزه باهات لج افتاده چیزی مگه گفتی بهش غریب کشتنت... ***** بُنَیَّ قَتَلوکَ ذَبَحوکَ و مِنَ الماءِ مَنَعوکَ و ما عَرفوک.... گوداله بدن حسین زیردست و پا، پاماله