خاک برادر تو بود
محمدحسین حدادیانپسندیدن13
بازدید10K
خاک، برادر تو بود، آب، مِهر مادر تو بود باد، شونهی سر تو بود، ابی عبدالله آه، نغمهی لب تو بود، اشک، کار هر شب تو بود درد سهم زینب تو بود، ابی عبدالله زندگی دست غمو پیش گرفت دلت از تشنگی آتیش گرفت اگه میشه با دلم راه بیا از سر نیزهها کوتاه بیا ابی عبدالله ابی عبدالله، آقای کربلا... ای مسیح در تنور حسین، ای شهید غرق نور از سرت بلا به دور ابی عبدالله ای دلِ شکستهتر، ای به خون نشستهتر از بقیه خستهتر ابی عبدالله واسه حال و روز من آه نکش نفس آخر و کوتاه نکش سختته به نیزهها تکیه نکن واسه حال و روز من گریه نکن ابی عبدالله ابی عبدالله، آقای کربلا... ای عقیقه بی رکاب، زیر نور آفتاب دادنت چقد عذاب ابی عبدالله آه از این همه مسیر موند تن تو تو حصیر بعد تو شدم اسیر، ابی عبدالله سر بازار سرم درد گرفت سر تو خولی نامرد گرفت کو ابالفضل که یارم باشه سر بازار کنارم باشه از کربلا بی همنفس رفتیم با حسین اومدیم با شبس رفتیم