خاکیه تموم حرمت، حال و هوای گریه داره
ابوذر بیوکافیپسندیدن7
بازدید4.5K
خاکیه تموم حرمت، حال و هوای گریه داره واسهی بقیعت دوباره دل بیقراره تو شهر خودت غریبی چرا؟ دلت خونه از غصهی کوچهها توی روضهها زدی هی صدا یارالی ننه وای ننه وای، ننه غم اون کوچه ادامه داره برات یه عمره چشمام، هنوز میباره آه و واویلا، آه و واویلا، آه و واویلا.. میریزن همه دور و برت، میکشوننت روی خاکا بیکسی و موندی تنها، تو دار دنیا با ریش سفید باقد کمون تو رو میبرن با تن نیمه جون به یاد حسن دوباره بخون یارالی ننه وای ننه وای ننه بازم تو کوچه هیزم آوردن یادت می افتم مادر، با سیلی خوردن آه و واویلا، آه و واویلا، آه و واویلا.. نفسم داره بند میاد، دیگه لحظهی آخره روی لبمه زمزمه، یا زهرا تو مدینه تو کوچهها پَر منم آتیش گرفت واسه مادرم فاطمه، یا زهرا آه مادر، آه مادر، آه مادر..