خانهی وحی چه غوغاست خدا میداند
میثم مطیعیپسندیدن3
بازدید300+
خانهی وحی چه غوغاست، خدا میداند یک نفر منتظر ماست، خدا میداند یک نفر نیست که بازوی علی را گیرد دست حق یکّه و تنهاست، خدا میداند آن قد سرو که از بار مصیبت تا شد تا قیامت نشود راست، خدا میداند در همان خانه که از دود سیهپوش شده روضهی فاطمه برپاست، خدا میداند دور سجّادهی او گریهکنانش جمعند روضهخوان زینب کبراست، خدا میداند بیرق محفل ماتم که به دست حسن است چادر خاکی زهراست، خدا میداند چشم ایتام که چون میخ به در دوخته است خونفشان از غم باباست، خدا میداند از همان چاه که با آه علی همدم بود عمق این فاجعه پیداست، خدا میداند ***** (خرمای نخلستان من خرمای ختمت شد همسایهها خوردند و خندیدند و رفتند)