نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خاطرههای شامو، بغضِ توی صدامو رو نیزه میبینم سرِ شکستهی بابامو بینِ شلوغیا نمیشنوه کسی صدامو(۲) بینِ هلهلهها، بینِ سلسلهها همه دور و برم خندیدن به سرِ پدرم خندیدن (نزن نزن یتیمو بیهوا نمیزنن) ۲ نکش نکش موهارو بیهوا نمیکشن ****** خاطرههای شامو، بغضِ توی صدامو ندیده بودم تاحالا اینهمه ازدحامو هرکی با هرچی دستشه میزنه عمههامو توی بزمِ شراب، با چشای پرآب نفسم که برید افتادم جلو چشمِ یزید افتادم امون امون از سر و تشت و چوبِ خیزرون (امون امون قاری من تو شدی غرقِ خون) ۳ ****** اگه دستامو گرفتم رو لب(۳) دیگه دندونی نمونده واسم ندیده حتی عمو عباسم بینِ ما دوتا بمونه لطفا سر زده اومدی و از ذوقم کاشکی گوشوارهای بود مینداختم راستش اولش تورو نشناختم بینِ ما دوتا بمونه لطفا لباست پاره، لباسم پاره الان گوشوارهام کدوم بازاره لبات پُر خونه، لبام پُر خونه روی مشتِ زجر جای دندونه بیتو دق کردمو پنهون کردم پهلو دردمو اسیرِ زجرِ نامردمو دنبالِ سرت میگردمو اونقدر زد غَش کنم چون میخواست ازش خواهش کنم میگفت زدم بیچارهاش کنم تا خون به دلِ عمهاش کنم همش منو کشید شبیه وحشیا همش میگم عمو جونم، زجرو نبخشیا میمیرم آخرش، اگه نباشیا همش میگم عمو جونم، زجرو نبخشیا گفتم با چشمِ تر مَستی اسمِ بابامو نبر) ۲ تا اینو گفتم شد دردسر سیلی خوردم جای چند نفر عمه گریونه تو توی دستامه دندونِ تو نمیگذرم من از خونِ تو(۲) بابا تورو میکشت، شبیه وحشیا منم میگم بابا جونم، شمرو نبخشیا یا اباعبدالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد