حیرت آور می جنگه
حاج موسی رضاییپسندیدن3
بازدید600+
حیرتآور میجنگه داره محشر میجنگه قاسم بن الحسن انگاری جدش داره توی خیبر میجنگه بسم رب الحسن از خیمه قمر میآید کیست این ماه که حیدر به نظر میآید؟ اینچنین که سوی میدان خطر میآید پدر ازرق شامیست که در میآید از جلال و جبروتش همه میترسیدند بعد ده سال همه روی حسن را دیدند کیه قاسم، کیه قاسم؟ (نوهی علیِه برا خودش یلیِه) 2 تیغ صیقلیه جانم قاسم ازرق رو زده کارشو خوب بلده ذکرش علی مدده جانم قاسم شاگرد عمو باهاش نمیزنه مو ازش میترسه عدو جانم قاسم (ابوفاضل میباله به وقار و این حاله قاسم بن الحسن) 2 یادِ صفین افتاده وقتی بود سیزده ساله شیرِ فتنهفکن (چه هنر دارد و با اصل و نسب میجنگد) 2 مثل باباش چه با غیظ و غضب میجنگد یه تنه با همه یلهای عرب میجنگد (همه گفتند که این تشنه عجب میجنگد) 2 ای جملزاده بدان قاسم ما صفشکن است این عِمامه که به سر بسته برای حسن است کیه قاسم؟ نوجوونه ولی میجنگه مثل علی به به به چه یلی جانم قاسم بازوشو ببین رگ گلوشو ببین ماهِ روشو ببین جانم قاسم یادگار حسن آیینهدار حسن ذولفقار حسن جانم قاسم...