حیرانتان قمر شده سربازهای من
حاج محمود کریمیپسندیدن12
بازدید1.2K
حیرانتان قمر شده سربازهای من آمادهی خطر شده سربازهای من وقتی لباس رزم بدیدم به قدتان قلبم پر از شرر شده سربازهای من داغ علی و ماتم اصحاب بس نبود صحرا پر از گوهر شده سربازهای من خود بنگرید بر دل صحرا که نقش آن هفتاد بال و پر شده سربازهای من آخر چگونه اذن دهم بر شما که جنگ از پشت سر هنر شده سربازهای من دارید از صلابت مادر نشانهای در چشمهای تر شده سربازهای من از برق تیغ و قامت مردانهی شما این خصم در به در شده سربازهای من گرچه به خیمه مادرتان پرده را کشید قرآن به روی سر شده سربازهای من الان ز دست فاطمه سیرآب میشوید وقت عطش به سر شده سربازهای من