نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حیدر اباالفضل، زهرا رقیّه عمر عمو و بابا رقیّه بابَالحوائجِ همه دنیا رقیّه دردونهی اباعبدالله رونق دادی به خونهی اباعبدالله چقدَر ذوق میکنه عموت اباالفضل وقتی که میشینی روی شونهی اباعبدالله نفس میگیریم، با تو نفس میگیریم برمیگردیم و دوباره کارو دست میگیریم به دستای بریدهی عمو عبّاست به زودی حرمو دوباره پس میگیریم (رقیه رقیه، رقیه رقیه)... **** مثل عقیله محشر رقیه با گریه رفته منبر رقیه آرامش دلِ علیاکبر رقیه ای کوثرِ اباعبدالله سیب دو نیمِ مادرِ اباعبدالله همهی شامو با عمّههات بههم میریزی ای مخدّراتِ لشکرِ اباعبدالله اُبهت داره آره اُبهت داره تو نگاهت رو همه دلا اثر میذاره باید لرزه به کاخ اُمَوی بندازی تو که پدربزرگت حیدر کرّاره (رقیه رقیه، رقیه رقیه)...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد