حق دارم که اسمتو با گریه بگم حسین
ابوذر بیوکافیپسندیدن0
بازدید35
حق دارم که اسمتو با گریه بگم حسین عشقتو الیالابد تو خون و رگم حسین هرچی غیر عشق تو تو قلبم اضافیه از دنیا برای من لبخند تو کافیه همه کسمی مگه میشه دل به غم تو ندم دوباره آقا اومدم و پیش تو زانو زدم میباره چشام یعنی راه نوکریتو بلدم حسین وای زیر منت کسی نیستم جز امام حسین هرجا میگیره دلم میخونم سلام حسین کاشکی حاجت منم یک روزی روا بشه یعنی مدفن منم خاک کربلا بشه یعنی میرسی سرمو بگیری رو پای خودت منو مثل جون جا بدی تو صحن و سرای خودت میشه دلمو ببری تو حال و هوای خودت