حق دارم که اسمتو با گریه بگم حسین
مصطفی مروانیپسندیدن4
بازدید400+
حق دارم که اسم تو، با گریه بگم حسین عشق تو اِلَیالاَبَد، تُو خون و رگم حسین هر چی غیر عشق تو، تُو قلبم اضافیه از دنیا برای من، لبخند تو کافیه همهکسمی، مگه میشه دل به غم تو ندم؟ دوباره آقا اومدمو پیش تو زانو زدم میباره چشام، یعنی راه نوکریتو بلدم حسین، وای، حسین، وای ... چی دیده مگه گدا، از تو غیر معرفت من تُو عمر نوکریم، خوشبختم با تو فقط هر جا اسم کربلاست، اونجا جَنَّت منه زهرا میشه ضامنش، هر کی سینه میزنه قرار دلم، همهجوره پشت و پناه منی الهی فدات، جونمو بگیر توی سینهزنی میمیرم آقا، دست رَد اگه به سینهم بزنی حسین، وای، حسین، وای ... زیر مِنَّت کسی، نیستم جز امامحسین هر جا میگیره دلم، میخونم سلامحسین کاشکی حاجت منم، یکروزی روا بشه یعنی مدفن منم، خاک کربلا بشه یعنی میرسی، سرمو بگیری رُو پای خودت منو مثل حُر، جا بدی تُو صحن و سرای خودت میشه دلمو، ببری تُو حال و هوای خودت حسین، وای، حسین، وای ...