حسین فاطمه را گرم یاوری کردی
حاج علی کرمیپسندیدن10
بازدید600+
حسینِ فاطمه را گرم یاوری کردی گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین چه خواهری به برادر؟ که مادری کردی غریب تا که نماند حسین بی عباس به جای خواهری آنجا برادری کردی پس از حسین چه بر تو گذشت وارث درد! به خون نشستی و در خون شناوری کردی به روی نیزهی سرِ آفتاب را دیدی ولی شکست نخوردی و سَروری کردی چه لطمهها که نزد خطبهات به خفاشان زبان گشودی و آنجا پیمبری کردی زبان نبود، خود ذوالفقار مولا بود سخن درست بگویم تو حیدری کردی ***** به هرکجا بروی میشویم همقدمت حسین یکتنه هستم مدافع حرمت بمیرم و نگذارم زمین خورَد علمت حسین! غصه نخور میشوم شریک غمت بلاکش توام، اُمُّ المصائبت هستم چه مادرانه برادر مراقبت هستم هرآنچه را که نگفتی خودم خبر دارم به جز تو چند برادر دگر مگر دارم؟ اگر اجازه دهی تیر و نیزه بردارم نشان دهم به همه مثل تو جگر دارم ببین که دخترِ حیدر چه کار خواهد کرد ببین که شمر چگونه فرار خواهد کرد چقدر خواستهام از خدا قبول کنی هزار مرتبه خواندم دعا قبول کنی بگو چه کار کنم باز تا قبول کنی؟ چه میشود پسران مرا قبول کنی؟ بیا و این دو جوان رشید را بپذیر بیا و خواهشِ این موسفید را بپذیر ***** رخصت بده که هر دو گلم را فدا منم این فیض رو سفید شدن را ز من نگیر هم دختر شهیدم و هم خواهر شهید این مادر شهید شدن را ز من نگیر خوشبخت خواهری که تو باشی برادرش تا سایهی تو هست کسی غم نمیخورد فرزند اگرچه همه دنیای مادر است دنیای بیحسین به دردم نمیخورد غلامها همه پای امیر میمیرند به هر کدام بگویی بمیر میمیرند جوابشان ندهی ناگزیز میمیرند مرا اگر که ببیند اسید میمیرند نخواه تا که نظاره کنند اسارت را جگونه صبر کنند آن همه جسارت را (مور را از درگه خود رد نکن بر رخش راه رَجا را سد نکن) ***** همه رفتن اینا هم بذار برن نمیتونن چشاتو تَر ببینن بمونن تو رو زیر سُم ببینن بمونن منو بیمعجر ببینن زنای خیمه رو موقع فرار ببینن بیچادرن دق میکنن اینا از نوادههای حسنن زنا سیلی بخورن دق میکنن من و تو مادرمان پیشمان کتک خورده حرامزاده به مادر دو دست سیلی زد ***** آه گوشواره شکست بیحیا سیلی زد با هر دوتا دست مادرم روی خاک کوچه نشست آه گوشواره شکست چقدر باید بلا سرم بیاد اجازه بده که لشکرم بیاد برا اذن دخول انگاری داداش باید حتما اسم مادرم بیاد نذاری اگه برن بی کتاب میشن مثل زینب اسیر طناب میشن وقتی تشنهای خجالت میکشن ذره ذره جلو چشمام آب میشن نمیخوام نگات بیفته تو نگام نکنه گریه کنی داداش برام برای اینکه خجالت نکشی منم از خیمه بیرون نمیام ***** پدر گردنش کج، پسر گردنش کج چقدر این دو از هم خجالت کشیدن منی که جهان میکشد منتم را برای تو از خصم منت کشیدم