حسینم ای بی سر، حسین عریان پیکر
سیدرضا نریمانیپسندیدن11
بازدید10.3K
حسینم ای بی سر حسین عریان پیکر تو را تشنه کشتند بمیرم ای مادر برید و بریدم، دوید و دویدم سرت را سر نیزه دیدم قتلکوک بُنَی، ذبحوک بُنَی ساربون اومده گودال، خواهرت داره میبینه چشمای تو چقد تاره، سینهی تو چه سنگینه میزنن تو رو با نیزه، پیکرت دیگه بیحاله از تنت یه چیزی برده، هر کسی توی گوداله نیزهها که میان پایین، نفست نمیاد بالا سر تو به روی نیزه، پیکرت میون صحرا پاشو که علم افتاده، حرمت شده آواره تو بگو چه کنه زینب، با غم گلوی پاره ای حسین... یکی بیاد تو این کوچه به مادرم کمک کنه اشک حسینو پاک کنه به خواهرم کمک کنه فضه داره با نالههاش قلبمو از جا میکنه هر کی با هر چی دستشه، مادر ما رو میزنم