حسن به هر نظرش پاره پاره ولی نشد جگرش
حاج منصور ارضیپسندیدن13
بازدید4.7K
حسن به هر نظرش پاره پاره ولی نشد جگرش جانب کوچه خم نشد گذرش تازه سد شد پیش چشم ترش از رکابش نگین نیفتاده مادرش بر زمین نیفتاده حرف مادر شد و دلم پر زد رفت سمت مدینه و در زد در دل شعله رفت و پرپر زد بین آتش سری به مادر زد حرف مادر شد و دلم خون شد باز احوال من دگرگون شد اهل مدینه بد کردند حور را زخمی حسد کردند راه را بر فرشته سد کردند شاخهی یاس را لگد کردند غربتش را همه دیدند مادری را زدند و خندیدند کاشکی زخمها نمک نخورد هیچ صبری چنین محک نخورد شیشهی غیرتی ترک نخورد مادری بی هوا کتک نخورد بی هوا بی گناه را کشتند مادر پا به ماه را کشتند