حسن بن علی مه هاشمی
امیر طلاجورانپسندیدن16
بازدید1.2K
حسن بن علی، مَه هاشمی حسن بن علی به سَما قمر به نبی جگر به علی پسر حسن بن علی، حسن بن علی اَیُها المَولای، نَسلُكَ الکریم سَیّدی ماكو مِثلُكَ الکریم سرم دارِ مجتبیست، هوادار مجتبیست قطعاً خود کَرَم بدهکار مجتبیست بر سر در بهشتِ خدا حک شده چنین بَختش بلند هرکه گرفتار مجتبیست حسن بن علی، حسن بن علی... **** شیر اومده اسدُاللهِ که به تصویر اومده شیر اومده از علیِ مرتضی تکبیر اومده شیر اومده از کمانِ خیمه مثل تیر اومده جانا به حسن عالَم به علی نازد و مولا به حسن در معرکهها به اذنِ الله بگو لا حَولُ و لا قُوَّةَ اِلّا به حسن بگو ای جانم به رزمِ آقازاده که هنرمندانه بود و فوقُ العاده عجب تصویری رقم زده در میدان فلانی افتاده و حسن ایستاده ***** رو سرِ جمل، افتاده سایهی اجل دادی نشون به هر یلی، مردونگی رو تو عمل چیه شیرینتر از همین، علی بیا خودت ببین شتر فتنه خورد زمین، جانم حسن ***** توی رویاهات بیا با من تو خیابونی قدم بزن که نوشته روی تابلوهاش الی مرقدِ الامام حسن بقیع باشه، حرم باشه پر از برو بیا باشه همه باشن، ماهم باشیم صفا باشه، صفا باشه برای من قشنگتر اینه بگن کجایی؟ بگم مدینه دیگه رفیقام دنبالم نگردن بگن فلانی حرم اُمُّ البنینه حسن جانم...