حسن ای غریب جگر پاره ی من
حنیف طاهریپسندیدن27
بازدید5.6K
حسن ای غریب جگر پارهی من حسن میری و میبری چارهی من حسن زود بپوشون که طشت و نبینه حسن خواهر من به داغت نشینه وای بغض غم تو گلومه وای قاتلت روبهرومه غارت زده منم، که یاورات کم تعدادن غارت زده منم، چهل دفعه زهرت دادن غارت زده منم، دشمناتم زیادن وای بغض غم تو گلومه وای قاتلت روبهرومه حسن، داغ مادر شکسته غرورت حسن، چی کشیده چشای غیورت حسن، هیچ نگفتی تو خونت غریبی حسن، من فدای سکوت صبورت وای وقت تشیع جنازه است وای خون تابوت چه تازه است غارت زده منم، که زود تو رو از دست دادم غارت زده منم، که روی خاکت افتادم غارت زده منم، غربتت داد به بادم وای بغض غم تو گلومه وای قاتلت روبهرومه حسن تا ندم جسمتو من طوافش حسن دشمنات اومدن به مصافش حسن اومده توی تشیع جنازه ات حسن اونکه زد مادر رو با غلافش وای یادته بی هوا زد وای پیش چشم بابا زد غارت زده منم که زود زمینگیرت کردن غارت زده منم مغیرهها پیرت کردن غارت زده منم با غصّه درگیرت کردن وای بغض غم تو گلومه وای قاتلت روبهرومه