حرمت یه کاری کرده با دلم
حسین ستودهپسندیدن43
بازدید9.8K
حرمت یه کاری کرده با دلم جایی غیر کربلا بند نمیشه گریه میکنم تا میخندی آقا کی میگه گریه با لبخند نمیشه آقاجون نمیره آبرویی که ذره ذره جمع شده تو روضهها حرفای نگفتهای هست تو دلم نمیدونم از کجاش بگم برات مریضای بی دوا رو، اومدن دوا بده راه دوری نمیره، تو یه کربلا بده یاحسین جانم، حسین.. هر کی حرفی شد داره میبره یکی داره پیرهن پاره میبره زینب میگه وای از دل رباب زیر عباش حرمله گهواره میبره سلام اولا.... خسته جان آقاما سلام اولا.... آقاما دیر اومد زینب، تا به پیش تو افتاده بود تو پنجههای شمر ریش تو