حرف مردی حرف عمل شد
مهدی اکبریپسندیدن10
بازدید1.5K
حرف مردی حرف عمل شد دیگه حرفم ضربالمثل شد بعد اکبر دیگه عمو جون نوبت احلی من العسل شد ابن الحسنم که میخونم إِن تَنکُرونی میخوام که شهید شم مثل اکبر تو جوونی میرم سوی میدون، زرهم شد کفن من باز اون بند دستبند میمونه جای نشونی میرم چرا بیتاب دردی، صدات میزنم عمو عمو میرم اگه پیدام نکردی، صدات میزنم عمو عمو عمو حسین، عمو حسین ***** من و این قوم و دست تدبیر سهم بابام شد تابوت و تیر حالا من زِندَم میزنن سنگ حریفم نشدن تا با شمشیر افتادهام از مرکب و تا ابرا پریدم از بس که زدن سنگ به سرم رفت نور دیدَم قدم بوده کوتاه تا زره پیدا نمیشد حالا زره نیست قد من، از بس قد کشیدم با این دل غمگین و خسته صدات میزنم عمو عمو از عمق این سینهی شکسته صدات میزنم عمو عمو عمو حسین، عمو حسین ***** اومدی پیشم تا عمو جون جسمم افتاده غرق خون زخمی شد این سینَم مثل مادر استخون زد از سینه بیرون وای از زخم سینه، زخم باز و زخم پهلو هرکی که سوار بودش انگار رد شد از روم شیرازهی من پاشیده زیر سم اسبا طوری شده که دست و پاهام نیست از هم معلوم به زیر دست و پای اسبا صدات میزنم عمو عمو خواستم بگم من بابا اما صدات میزنم عمو عمو عمو حسین، عمو حسین