نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

حرارت نفس هام میخورد به دل جاده میرفتن آروم آروم با پاهای پیاده بهونه میگیره دل من برای حس فوق العادش برای اون پیره زنی که اومده بود با خونوادش فدای اون حرفای سادش خودت بگو غیر تو کی مونده واسم حسین این روزا محتاجتم خالیه کاسم حسین یه کوه غم و حسرت رو شونمه همیشه یه دردی که یه لحظه ازم جدا نمیشه سپری میشه لحظه هام با خاطره های سال پیشم آخه فقط من موندم انگار دیگه دارم دیوونه میشم پریشونم آروم نمیشم با چشم خیسم چقدر نامه نوشتم برات آخرشم اربعین نشد بیام کربلات خودت بگو غیر تو کی مونده واسم حسین این روزا محتاجتم خالیه کاسم حسین *******
هنوز نظری ثبت نشده