حتم دارم که رفتنی هستم
امیر برومندپسندیدن12
بازدید8.6K
حتم دارم که رفتنی هستم به خدا میسپارمت آقا خواهش مادرانه ای دارم جان تو و جان دخترم زهرا حسرت دیدن عروسی او به دلم ماند چارهای هم نیست در شب خواستگاری دختر غم بیمادری غم کمی نیست مادرم حق بده که بیتابم چشمهایم به اشک ناچار است **** بین دیوار و در گرفتارم نیستم پیش او آن زمان خونهی ما تو شعلهها سوخت یه غنچه زیر دست و پا سوخت این خونه بود یا میدون جنگ؟ باور نمیکنم مدینهام یه دختر سهساله دیگه کتک نداره نامرد یتیمه اون که فدک نداره یارالی ننه... یارالی رقیه... سرمایهی محبّت زهراست دین من من دین خویش را به دنیا نمیدهم گر مِهر و ماه را به دو دستم بدهند یک ذرّه از محبّت زهرا نمیدم لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین