حالا که تیره روزمو قلبم مکدر است
مهدی رسولیپسندیدن11
بازدید800+
حالا که تیره روزمو قلبم مکدر است شبهای من ز اشک غم تو منور است تا بوده روزیم در این خانه بوده است تا هست دیدهی من از این روضهها تر است جانم بگیر گریه و سوز مرا مگیر این اشک و سوز هدیهی شیرین مادر است هرکس مرا شناخت به نام شما شناخت نوکرت به عرش هم برود باز نوکر است منم غمینده زا رختی سویمیام اکبری لب قرگل ما فرق قویمیام شایستهاست اگر تو سر حرف وا کنی مثل قدیم همسر خود را صدا کنی اینگونه که نمیشود ای با وفا عروس در خانه برای وفاتت دعا کنی من از ضریح زلف تو حاجت گرفتم باید دوباره حاجات من را روا کنی من آرزو نمودم ای دختر نبی تو آرزوی خوب شدن از خدا کنی آش گوزلرین دانیشدیر علینی ثواب اله زهرا بو حالینن بالالارووی آذ کباب اله من بیر غریب من بیر آدام سیز یل اوسته سن گل فاطمه فرشتهی مرگی جواب اله هر دردین اولسا سن من دی خواهش ایلورم اصلا علینی بو گجه اسماء حساب اله میسمار چیخاجاخ اوخ میسان گل صبریمی تسلی روح رباب اله چاتدی گونون باتار چاقی محو اولدو آفتاب بیر بالا ذوخلانان رباب قتل و غارت دن سورا چون رفع اولدی منع آب سو ایچنده ایشمینده سویلدی ای وای