نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

تَوونِ ابیعبدالله پهلوونِ ابیعبدالله جوونیمو برات میدم ای جوونِ ابیعبدالله نور چشمم علیاکبر ای خواهشم علیاکبر آرامشِ دل ارباب آرامشم علیاکبر آقازادهای و آقاترین پیغمبر جمال، ای زیباترین رزمت رفته به شیر خیبر و مینازه بهت یل اُمُّالبنین... علیاکبر، علی جان... سپاهِ ابیعبدالله قرص ماهِ ابیعبدالله میچرخه قبضهی تیغت با نگاهِ ابیعبدالله ماهِ تمام علیاکبر نورِ خیام علیاکبر پرسیدن از بهشت مردم گفتم مقام علیاکبر اخم تو دل از دنیا میبَره توی دستته میدون یکسره میدیدن تو رو، میگفتن همه این پیغمبره یا که حیدره؟
هنوز نظری ثبت نشده