جون به لبم بسه دیگه بابا
سید امیر حسینیپسندیدن27
بازدید1.6K
جون به لبم بسه دیگه بابا عروسکت سوخته دیگه حالا دلم میخواد الان پیشم باشی خلوته دختر بابایی تنهام بمیره دخترت بابای تشنه لب بریده حنجرت بابای تشنه لب شنیدم رفتی تنور خولی وسوخته موهات بابای شهیدم به خدا یه تار موی سوختتو من به همه دنیاشون نمیدم خدا مرگم بده تو کجا آخه تشت طلا اونجا بود خمیدم خوب شدش نبودی و ندیدی که آدم بدا خندیدن به ماها ماها رو بسته بودن به همه دیگه صبح تا غروب از بازار تا اینجا خرابه نشین شده فرشتهی توو قصههات خوابیده رو خاکا عمه جای همه کتک خورد هزار دفعه زنده شد و مرد وقتی که دید پیرهنتو برد