جود و کرم شد بندهی لطف و مرام مجتبیٰ
حاج حسین سازورپسندیدن4
بازدید300+
جود و کرم شد بندهی لطف و مرام مجتبیٰ مظلومی و غربت شده رزق مدام مجتبیٰ تنهاترین سردار دین حسن بود در بندگی عشقآفرین حسن بود بین خلایق بهترین حسن بود یا حضرت جود و کرم حسن جان... تا آخر عمرش مدام گریان برای مادر است بالاترین درد و غم او روضههای مادر است با مادرش در کوچهها چهها شد که لرزه بر ارکان کبریا شد دستی بهسوی مادرش رها شد یا حضرت جود و کرم حسن جان... زینب نظاره میکند طشتی پر از خون جگر میبیند او روزی دگر سری میان طشت زر اینجا بوَد در بین مَحرمانش روزی رسد در بین دشمنانش در شام و کوفه میدهند نشانش یا حضرت جود و کرم حسن جان... گوید حسینش بعد تو غارتزده باشم حسن تو رفتی و همیشه من رخت عزا دارم به تن روزی که من غارت شوم کجایی؟ بین سر و جسمم بوَد جدایی گردم کفن در بین بوریایی ای پاره پاره تن حسین حسین جان...