نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید) ٢ عبایم را گذارید، تن او را بچینید برای خود یلی بود، ولی حالا ببینید تسلّایی ندارم کنار من نشینید خدا داند دگر طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم (جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید) ٢ تن او اِرباً اِربا، دل من اِرباً اِربا برای بار آخر بگوید کاش بابا بخندند و بگویند: حسین افتاده از پا بلند شو اکبرم، عمه رسیده که تا امروز کسی او را ندیده خدا داند دگر طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم (جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید) ٢
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد