جهان هم از این غصه زیر و رو نشود
حاج علی کرمیپسندیدن25
بازدید600+
جهان اگر همه زین غصه زیر و رو نشود پس از تو آب خوشی راهی گلو نشود اگر هزار بار بیاید به سمت کربوبلا برای آب به والله آبرو نشود میان خطبه پدر در دلش دعا میکرد که تیر با گلویش گرم گفتوگو نشود همین که تیر رها شد حسین با خود گفت گمان کنم که دگر این گلو، گلو نشود فقط نه حنجره سر را سه شعبه با خود برد مخواه روضهی باز تو بازگو نشود رباب قبل رسیدن به پشت خیمه شکست به پیر از این همه غصه نشد که او نشود همین که جسم تورا دفن کرد با خود گفت خدا کند دگر این خاک زیر و رو نشود سر تو گنج نهان بوده و ندیده کسی سر تصاحب گنجی بگومگو نشود تو رفتی و آه تازه ابر آمده است تو رفتی و باز حرف صبر آمده است انگار به کشتن تو راضی نشدهاست با نیزه برای نبش قبر آمدهاست افسوس نشد کسی تورا آب دهد آرامش و خاطر به دل رباب دهد رباب باید پس از این گهواره خالی تورا تاب دهد گر کند زهرا نظر بر اصغر و صیاد او تا قیامت میرود محسن یقین از یاد او میزنی لبخند پیدا میشود سرهای تیر عاقبت دندان شیریام درآوردی بیشتر شرمنده میسازی پدر را گریه کن بس کن این لبخند اشکم را درآوردی علی باز کن از ساقهی این تیر انگشتان خود نیست هم بازی تو بیچارهام کردی علی من ایکاش زودتر از تو مرده بودم کاش اصلا من سه شعبه خورده بودم نباید اینجوری خاکت میکردن برات چند دست لباس آورده بودم تو رفتی و آوازهات کردن هم خوردن لباتو یاد کردن سر نیزه تو حلق تو نمیرفت با نیزه حفرهای ایجاد کردن از اول تو به من دل داده بودی برای رفتنت آماده بودی اگه نیزه به حلق تو نمیرفت تو تاحالا به حرف افتاده بودی