جنوب کشورم
امیر کرمانشاهیپسندیدن13
بازدید1.1K
میخوام دوباره توی هیئت از تو و خوبیها بخونم میخوام برای مردم شهرم مثل جنوبیها بخونم که مو چندین شبه دل بیقِرارُم به کویَت سر گذارُم، برنِدارُم غمت در عمق جان، پیوسته دارُم از این غم سینهای بشکسته دارُم گدای کوت مُنُم، فِدای روت مُنُم خَم گیسوت مُنُم، ابیعبدالله رضاجانم، رضا ... * میخوام به همدردیِ مردم تُو این برو بیا بخونم یاد تموم شهدامون مثل جنوبیها بخونم بنشین تا به تو گویم زینب غم دل با تو بگویم زینب بعد من قافلهسالار تویی خواهر من دختر حیدر کرار تویی خواهر من خون ما جمله در این دشت روان خواهد شد خواهر من خولی و شمر و به ما دشمنِ جان خواهد شد خواهر من * اسم تو میبرم همیشه گره که میخوره به کارم دور و برم رو غم گرفته انگاری سرگشتهی یارم منم سرگشتهی حیرانت ای دوست کنم یکباره جان قربانت ای دوست خلیلآسا ز شوق وصل کویَت دَهَم سر بر سر پیمانت ای دوست دلی دارم در آتش خانه کرده میان شعلهها کاشانه کرده دلی دارم که از شوق وصالت وجودم را ز غم ویرانه کرده