جسم بی جون پسرهامو دیدم نترسیدم
حسین عینی فردپسندیدن5
بازدید3.1K
جسم بیجون پسرهامو دیدم، نترسیدم تو عبا نعش علیاکبرو دیدم، نترسیدم خنجر رو تو دست قاتلت گرفتم من کشیدم هلهله کردن این لشکرو دیدم، نترسیدم امّا وقتی زخماتو دیدم اعضاتو دیدم زیر اون خنجر رگهاتو دیدم تو دستای شمر موهاتو دیدم، جاخوردم تا سنان نیزه رو زد به گردنت، جاخوردم وقتی قاتلت نشست روی تنت، جاخوردم تو رو برگردوندن با کَفِ پا