جایه بارون میبینی از آسمون نیزه داره میباره
مسعود پیرایشپسندیدن7
بازدید1.8K
جای بارون میبینی از آسمون نیزه داره میباره هر کی از راه میرسه هر چی داره توی تنت میکاره یه مسلمونم نبود پیکر تو از زیر پا برداره سر خونی تو رو سنان داره رو نیزهها میزاره صدات میکنم سرت رو نیزه، تنت رو خاکه نگات میکنم یه لحظه شاید ببینی تا که ... اسیر شدیم واروم نرسیده و پیر شدیم با شمر و خولی هم مسیر شدیم اسیر شدیم از این دنیا بعد تو سیر شدیم واویلا علی الحسین ... اونقدر از مال حروم شکماشون پر شد تو رو نشناختن بدن بیسر تو جلو چشمام روی زمین انداختن چشم مرکباشون و بسته بودن روی تنت مینداختن سر پیری میبینی چه روزگاری واسه زینب ساختن تموم شد حسین تو رفتی حالا منو نبردی غروب شد حسین ندیدی ما رو به کی سپردی حسین غریب شدیم بییار و یاور و حبیب شدیم غریب شدیم هم کلام با نانجیب شدیم غریب شدیم از آغوش تو بینصیب شدیم اسیر شدیم واروم نرسیده و پیر شدیم اسیر شدیم با شمر و خولی هم مسیر شدیم واویلا علی الحسین ...