جان ودلم فدای توای دلبرم حسین
مازیار طاولیپسندیدن5
بازدید4.6K
جان و دلم فدای تو ای دلبرم حسین دیگر رسیده است دم آخرم حسین من رو به کربلای تو خوابیدهام اخا دیدار من بیا پسر مادرم، حسین چیزی نماند از تو به جز کهنه پیرهن این یادگار توست کنون در برم یک سال و نیم رفته ز عمر و نمیشود درد نبودنت به خدا باورم یک سال و نیم مثل ربابِ تو میزنم بر صورتم ز داغ علی اصغرم یادم نمیرود که صدای تو قطع شد افتاد دلهره به میان حرم