تیر نگذاشت كه یك جمله به آخر برسد
حاج محمود کریمیپسندیدن4
بازدید2.8K
تیر نگذاشت كه یك جمله به آخر برسد هیچ كس حدس نمیزد كه چنین سر برسد پدرش چیز زیادی كه نمی خواست فرات یك دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد خون حیدر به رگش در تب و تاب است، ولی بگذارید به سن علی اكبر برسد