تو پریشان و ز داغ تو پریشانم من
سید محمد جوادیپسندیدن0
بازدید67
تو پریشان و ز داغ تو پریشانم من دست و پا میزد و میگفت به من آب دهید نالهاش در دل کوفی اثری داشت، نداشت هرچه میگفت که من تشنه لبم سنگ زدند نیمه جان بود و به جز چشم تری داشت، نداشت
سید محمد جوادیتو پریشان و ز داغ تو پریشانم من دست و پا میزد و میگفت به من آب دهید نالهاش در دل کوفی اثری داشت، نداشت هرچه میگفت که من تشنه لبم سنگ زدند نیمه جان بود و به جز چشم تری داشت، نداشت