تو وجه الله را وجهی
سید محمد جوادیپسندیدن7
بازدید4.3K
تو وجهالله را وجهی، تو ثارالله را جانی تو در عین عطش دریای سر تا پا خروشانی تو با زخم تنت سر تا قدم آیات قرآنی تو هم سردار بیدستی و هم سقای طفلانی تو باب حاجتی، باب المرادی، اشجع الناسی تو عباسی، تو عباسی، تو عباسی ابوالفضل، ابوالفضل تو مانند علی کرّار اما غیر فرّاری تو با بیدستیات دست ولیالله داداری تو هم فرمانده هم سقای طفلان هم علمداری علم بــر شانهات بیـن علمها شد علم آری شهادت آبرومندت ادب، ایثار، فرزندت رشادت سایهی قامت شهامت طفل دلبندت به چون تو عبدصالح ذات رب العالمین نازد به آیین علمداریت ختم المرسلین نازد علی روز قیامت هم به فرزندی چنین نازد به دست از بدن افتادهات امالبنین نازد سلامالله بر جسمت سلامالله بر روحت زیارت نامهی زهرا شده اندام مجروحت تو در اوج عطش هـم ناز بر آب روان کردی تو در دریای خون سیر هزاران آسمان کردی تو هنگام جهاد نفس خود را امتحان کردی تو صدها کوه آتش در دل دریا نهان کردی به دریا هم ادب هم استقامت را نشان دادی سـراپا سـوختی اما چـه زیبا امتحان دادی