تو نمیتونی دلی رو بشکنی
امیر برومندپسندیدن16
بازدید700+
تو نمیتونی دلی رو بشکنی تو نمیتونی به هیشکی بد کنی تو که دست دشمناتو میگیری مگه میشه دست ما رو رد کنی(۲) تو که سوختی از عطش نمیذاری(۲) بین آتیش بسوزه نوکرت (اف به دنیایی که آخرین نفس شمر دون میاد بالای سرت) ۲ (تنها کشتنت جلو چشم مادرت زهرا کشتنت) ۲ تشنهلب رو خاکای صحرا کشتنت(۲) (بمیرم برات چه آورده تشنگی به روز لبات) ۲ زیر چکمههای خولی گم شده صدات چقدر دور و برت شلوغه نیزه نیزه پیرهنت شلوغه صف نذریه مگه تو گودال صف غارت تنت شلوغه همهی بال و پرت رو بردند روی نیزهها سرت رو بردند پیرهن کهنهای را که تنت بود یادگار مادرت رو بردند نیزه و خنجر مرکب لشکر(۲) کاری کردند که نمیشناسه تو رو خواهر نیزه برداشتند همه واسه تو چقدر کشمکشه سر لباس تو(۲) (وای حسین من) یه بدن بدون هیچ نشونی روی صحرا برا من گذاشتند اینا حتی خاکت هم نکردند بدنت رو بی کفن گذاشتند التماس خواهرت رو دیدند همهشون به گریههام میخندند چی به روز سر تو آوردند که دارن رو نیزهها میبندند وسط گودال زیر پا بودی (۲) دیدمت که زیر دست بی حیا بودی خیلی بیتابم خیلی گریونم رو به قبله بودی یا که نه نمیدونم نزدیک سه ساعت (۲) افتادی توی گودال اینقدر نیزه خوردی که رفتی تو از حال سید طاووس نوشت توی کتاب لهوف نیره رو فرو کرد..